روضه جانسوز ایام شهادت حضرت امیر المومنین امام علی علیه السلام سال ۱۳۸۳ با نوای حاج حسن خلج ، ماتمکده حضرت زینب سلام الله علیها

حاج حسن خلج ، شکر خدا که امشب واشد گره زکارم (روضه) 

 

متن شعر روضه :

شکر خدا که امشب ، وا شد گره ز کارم

تا وصل روی زهرا ، جز یک نفس ندارم

گویا اجل به درد ، من آشنا تو بودی

مشکل گشای کار ، مشکل گشا تو بودی

در موج خون بخندم ، تا لحظه های آخر

پر شد مشام جانم ، از بوی یاس پرپر

شکر خدا رسیدم، آخر به آرزویم

هنگام جان سپردن ، یا فاطمه بگویم

أمن یجیبِ زینب ، آتش زده به جانم

خواهم که خیزم از جا ، اما نمیتوانم

زینب کنار بستر ، دست دعا بگیرد

ترسم که دخترم در ، حال دعا بمیرد

ای کوفه طعنه های پیر و جوان مرا کشت

از زخم سر چه گویم ؟ زخم زبان مرا کشت

ای دیده های گریان ، رفتم خدا نگه دار

ای سفره های بی نان ، رفتم خدا نگه دار

ای کوفه میروم من ، با اشک و آه و ناله

جان شما و جان ، آن دختر سه ساله

بر اشک دیدگانش ، ای کوفیان نخندید

آن دست کوچکش را ، با ریسمان نبندید

بیمارم و طبیبم ، باشد نگاه زهرا

چشمان نیمه بازم باشد به راه زهرا

تنها و بی نشانم ، بر لب رسیده جانم

کو لاله ی خزانم ، کو سرو قد کمانم